دیدگاه ها در مورد استخاره

ديدگاه ها درباره استخاره

اساسا بايد گفت که در باب استخاره و تفال، سه ديدگاه وجود داشته و دارد: افراطي، تفريطي و معتدل.

ديدگاه نخست، از آن کساني است که با عقل از سر خصومت درآمده اند و در هر کار جزئي، پيش از سنجش و استشاره به تفال و استخاره، رو آورده اند. اين دسته عملا مي گويند: عقل محدود، قادر نيست خيرما را نشان دهد، و مشورت نيز در واقع، رايزني با عقل هاي محدود ديگر است، پس چه بهتر که در همان ابتداي کار، با گشودن مصحف و يا چنگ زدن به تسبيح، از آگاه مطلق و خداوندگار هستي، راه درست و خير واقعي خود را بخواهيم.

معتقدان اين روش، از اشارت هاي صريح و روشن خداوندگار هستي و آگاه مطلق، در جهت ايمان به پيامبر باطني (عقل)  ، که ياور نيرومند پيامبر بيروني (شريعت) است، غافل شده و از توان هاي عظيم آن، چشم پوشيده اند، از اين رو به کم تدبيري، گرفتار آمده و در پيچ و تاب هاي زندگي روزمره، زمين گير شده اند، که اين خود، جزاي ناديده گرفتن عقل است و خداوند، پشت به عقل کنندگان را دوست ندارد.

متاسفانه آن چه استخاره و تفال را در چشم برخي، ضعف عقل و نياز غيب داني، جلوه داده، کردارهاي نسنجيده همين متشرع مآباني است که به پيامبر باطني – که همان عقل است – ايمان محکمي نداشته و رسالت آن را در هدايت و رهبري بشر، ناديده انگاشته اند.

ديدگاه دوم به کلي منکر استخاره و تفال است و اين دو را دريچه هايي مي داند که دست پندار آدمي به روي دنياي غيب گشوده است. اين ديدگاه معتقد است: «تا وقتي انسان ظلوم جهول، ديوان طالع خود را به دست منشيان قضا و قدر مي داند و از توان هاي خويش، بي اطلاع است و تاهنگامي که انسان، سرنوشت خود را فرآورده «کارگاه غيب» و به هم بافته «تقدير و گناه» مي شناسد و از تاثير وجود خود، غافل است، در هر جا که دريچه اي به دنياي غيب سراغ گيرد چاره اي ندارد جز آن که گردن دراز کند و از آن جا با بيم و اميد، نقش سرنوشت ناپيداي خويش را در آفاق دور دست دنياي ديگر، جست و جو کند» . 

اين ديدگاه، نسبت به استخاره و تفال، تصوري به مراتب پراشتباه تر از ديدگاه اول، دارد، زيرا اولا: انساني که پس از تعقل و مشورت، و در حالت ترديد و دودلي، استخاره مي کند، دست پندار به سوي دنياي غيب نگشوده است و سر غيب داني و راز داني ندارد بلکه براي انجام و يا ترک کار خود، گواهي خاطر و اطمينان قلب و قوت اراده مي طلبد. ثانيا: گذشته از استخاره، هر انسان با ايماني، ديوان طالع خود را به دست منشيان قضا و قدر و فرآورده کارگاه غيب مي داند، و اين از اصول اوليه ايمان به خداست.

ديدگاه سوم، با وقوف بر منزلت عقل و شناخت از جايگاه مشورت، به گونه اي استخاره و تفال را تبيين و سپس تاييد مي کند که عين خردورزي و در راستاي انديشه گري است. يکي از طرفداران دانشمند و خرافه ستيز اين ديدگاه، علامه طباطبائي، فيلسوف و مفسر بزرگ اسلامي است، که نظريه خود را اين گونه تبيين مي کند:
«حقيقت امر اين است که انسان وقتي بخواهد، دست به کاري بزندناچار است زير و روي آن را بررسي نمايد و تا آن جا که مي تواند فکر خود را – که موهبتي خدادادي است – به کار اندازد و چنان چه از اين راه نتوانست صلاح خود را در آن کار، تشخيص دهد ناگزير بايد از ديگران، کمک فکري بگيرد و تصميم خود را با کساني که صلاحيت مشورت و قوه تشخيص صلاح و فساد دارند در ميان بگذارد تا به کمک فکر آن ها خير خود را در انجام و يا ترک آن کار، تشخيص دهد. و اگر از اين راه هم چيزي دستگيرش نشد، چاره اي ندارد جز اين که به خداي خود متوسل شده، خير خود را از او مسئلت نمايد، که اين همان «استخاره» است. و نبايد اين کار را «دعوي علم غيب» دانست و نيز نبايد آن را «تعريض به شئون الوهيت پروردگار» نام نهاد، هم چنان که مشورت را هم نبايد، به خيال اين که تشريک غير خداي متعال در امور خود است، شرک ناميد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *